شرکت بهار کالایی واقعی را به فروشگاه سپید میفروشد. کالا تحویل میشود و سپید تعهد میکند ۱ دی، ۱۰۰ میلیون تومان بپردازد.
در این لحظه، بهار طلبکار و سپید بدهکار است. هنوز مریم وارد معامله نشده است.
پیش از عرضه طلب، دستکم باید این موارد روشن شود:
مریم ۹۲ میلیون تومان نقد میپردازد و طلب ۱۰۰ میلیونی را مطابق قرارداد میخرد. او به سپید وام جدیدی نداده است؛ موضوع معامله، طلبی است که از فروش قبلی کالا ایجاد شده بود.
در ۱ دی، سپید باید همان بدهی ۱۰۰ میلیونی ناشی از خرید کالا را به ذینفع قانونی بپردازد.
اگر پرداخت انجام نشود، وارد فرایند نکول، پیگیری قراردادی و اقدامات قانونی میشویم. وجود چک یا بررسی اولیه، وصول را در جهان واقعی حتمی نمیکند.
این تحلیل فقط وقتی معنای خرید دین دارد که طلب واقعی از قبل وجود داشته باشد و قرارداد دوم واقعاً انتقال همان طلب باشد.
اگر بهار هیچ طلبی نداشت و صرفاً یک چک صوری ۱۰۰ میلیونی میداد تا امروز ۹۲ میلیون قرض بگیرد، ساختار عوض میشد. در منبع رسمی آیتالله سیستانی، چک صوری از چک حقیقی جدا شده و قرض همراه با شرط اضافه ربوی دانسته شده است. مسائل ۹۶۰ تا ۹۶۳
این مثال صرفاً آموزشی است و جایگزین قرارداد، فتوای اختصاصی یا ارزیابی ریسک معامله واقعی نیست.